هرسین شناسی
شهرستان هرسین از شهرستانهای استان کرمانشاه ایران است.
مرکز این شهرستان شهر هرسین و جمعیت آن ۹۶٫۰۱۹ (برآورد ۱۳۸۳خ) است. این شهرستان از دو بخش مرکزی (به مرکزیت شهر هرسین) و بیستون (به مرکزیت شهر بیستون) تشکیل شده است.مردم شهر هرسین به زبان لکی صحبت میکنند.خود هرسین از چند طایفه تشکیل شده که اکثریت ان کاکاوند و هرسینی میباشدمذهب مردم هرسین شیعه مذهب میباشد.
بنابر سرشماری مرکز آمار ایران، جمعیت بخش مرکزی شهرستان هرسین در سال ۱۳۸۵ برابر با ۶۵۸۰۷ نفر بوده است
ارتفاع متوسط این شهرستان از سطح دریا ۱۵۸۲ متر است. بلندترین قله این شهرستان با ارتفاع ۲۷۴۹ متر در بخش بیستون و عمیقترین غار خاورمیانه به عمق ۵۷۲ متر در این شهرستان قرار دارد.
وجه تسمیه و پیشینه تاریخی هرسین
هرسین یکی از نواحی باستانی استان کرمانشاه است. پیشینه تاریخی شهرستان هرسین با قدمت و تاریخ کرمانشاه عجین شده است. لسترنج در جغرافیای سرزمین های خلافت خاوری از قول حمدلله مستوفی می نویسد: « در همان حدود قلعه هرسین و در پای آن قلعه کوچکی واقع بود و این شهر کوچک هنوز در بیست میلی جنوب خاوری کرمان باقی است». صاحب عالم آرای عباسی، در زمره جلوداران لشگر ایران در مقابل لشگر عثمانی، از شاه سلطان خدابنده لو حاکم هرسین نام می برد. در دوره قاجاریه نیابت این محل با امین الرعایا و فرزندان او بوده است.
آثار باستانی
تپه گنجدره یا (چیا خزینه)، گور دخمههای اسحاقوند، دخمه شمسآباد، کتیبه بیستون، مجسمه هرکول، قلعه هرسین، قلعه دزبر، قلعه سرماج، فراتاش بیستون، فراتاش هرسین، حوض سنگی (حوض ساعت)، طاق سنگی، پلکان سنگی، تخت شیرین، دیوار ساسانی، پل خسرو، بنای ساسانی و سرستونهای بیستون
تقسیمات کشوری
دهستان حومه
شهرها: هرسین
دهستان چم جمال
دهستان شیزر
شهرها: بیستون
اماکن دیدنی و آثار باستانی شهرستان
عمیق ترین غار خاورمیانه در شهرستان هرسین به عمق 572 متر در این شهرستان قرار دارد.
در سال 1949 توسط پروفسور کارلئون باستانشناس آمریکایی غار معروف به شکارچیان مورد کاوش قرار گرفت که در این غار آثار دورههای تاریخی مختلف به دست آمد. از مهمترین آثار باستانی پیش از تاریخ که در این شهرستان قرار دارد میتوان به تپه گنجدره یا (چیا خزینه) اشاره کرد. در کنار جاده اصلی هرسین به کرمانشاه و در فاصله 7 کیلومتری از شهر هرسین تپه گنجدره قرار گرفته است. ارتفاع گنجدره نسبت به سطح دریا بین 1300 تا 1400 متر است. ارتفاع تپه 5 متر و قطر آن 40 متر است و یک محدوده 1300 متر مربعی را شامل میشود.
کاوشهای گنجدره در سال 1965 آغاز شد و تا سال 1969 ادامه داشت. این کار تحت نظارت پروفسور اسمیت باستانشناس کانادایی صورت گرفت.
در گنجدره مردانی زندگی میکردند که یکجانشین و شهرنشین بودهاند و با اهلی کردن حیوانات، کاشتن غلات و جمعآوری آن زندگیشان میگذشته است. در ضمن انجام کاوشها و حفاریها در بعضی از لایهها آثار ساختمانی و معماری تقریبا سالم کشف شد که امتیاز گنجدره را نسبت به مکانهای تاریخی دیگر که متعلق به مرحله پارینه سنگی بودهاند، مشخص میکند. در گنجدره اشیایی به دست آمده و متعلق به زمانهایی است که هنوز چرخ کوزهگری اختراع نشده بود. اهالی ساکن در گنجدره در هزاره نهم ق.م کشت غلات و برداشت آن را تجربه کرده بودند.
آزمایشهای صورت گرفته روی زغالهای به دست آمده از این محل نشان میدهد نخستین انسانها در 8500 ق.م در این محل استقرار یافتهاند. ظروف سفالین درشت با جداره ضخیم که با آتش به صورت نامنظم پخته شدهاند، پیدایش خشتهایی با فرورفتگی در قسمت میانی آن که در دیگر نقاط نمونه آن دیده نشده است، پیکانهای سنگی، اشیای استخوانی، کوزهها، کاسهها، مهرهها و زینتآلات از جمله آثار و اشیا به دست آمده در تپه گنجدره هستند.
از دیگر آثار بر جای مانده در شهرستان هرسین میتوان به گور دخمههای اسحاقوند، دخمه شمسآباد، کتیبه بیستون، مجسمه هرکول، قلعه هرسین، قلعه دزبر، قلعه سرماج، فراتاش بیستون، فراتاش هرسین، حوض سنگی (حوض ساعت)، طاق سنگی، پلکان سنگی، تخت شیرین، دیوار ساسانی، پل خسرو، بنای ساسانی و سرستونهای بیستون اشاره کرد.
صنايع دستي :
گلیم و قالیهای بافته این شهرستان شهرت جهانی دارد.
معجزه تار و پود در گليم هرسين
گره در گره ميآميزد و شوق و هنر دست به دست هم ميدهند تا از درگيري تار و پود معجزهاي بيافرينند. گره در گره ميآميزد و دستهاي دختران و زنان سراپا ذوق و هنر شهرستان هرسين ، جوشش چشمهها، آواي پرندگان ، ترنم دل انگيز طبيعت بكر و آميزش فرهنگ و تمدني هزاران ساله را در ميان تار و پود گليم به آرامي به تصوير ميكشند. شهرستان هرسين كرمانشاه به گواه تاريخ تمدني ۱۱۰هزار ساله دارد كه آغاز معماري جهان و گذر از غارنشيني به سكونت دايم نخستين بار در اين منطقه است. اين شهرستان از قديميترين و مهمترين مناطق بافت گليم در كشور و جهان است كه سابقهاي دو هزار و ۵۰۰ساله در بافت گليم داشته و وجود آثاري از اين بافته در نقش برجستههاي آنوباني ني درطاق بستان شاهدي براين ادعاست. امروز نيز گليم بافي در هرسين از هنرهاي زنده و پويا است كه دو هزار و ۵۰۰نفر در اين شهرستان روزگار خود را به بافت گليم يكي از زيباترين هنرهاي دنيا ميگذرانند. گليم نوعي فرش بدون پرز و يكرو است كه با نخ ابريشمي ، پشمي يا كنفي جهت زيرانداز يا تزيين با درگيري تارو پود بافته ميشود. گليم بيش از قالي سابقه و قدمت دارد ودر واقع قالي در اثر تكامل گليم طي قرنهاي متمادي پديد آمده است. براي بافت گليم از دارهاي عمودي و افقي استفاده ميشود اما نسبت به قالي به ابزار كار و مواد اوليه محدودتري نياز دارد. در گليم بافي نقشه كاربرد چنداني ندارد و معمولا" نقش آفريني به طور ذهني انجام ميشود. گليم به سه شيوه ساده باف ، برجسته و ورني بافته ميشود و انواع نقوش آن برگرفته از طبيعت ، گياهان ، حيوانات ، اشيا و نقوش تجريدي است. رنگهاي استفاده شده در گليم همه گياهي هستند. در گليم محدوديتي نسبت به فرش وجود دارد و آن اين است كه در فرش مي- توان هر تصويري را با ظرافت بافت اما در گليم نقوش به صورت مربعهاي كوچك ، در كنار يكديگر پديد ميآيند و اغلب طرحهاي آن ذهني است. گليمهاي هر منطقه طرح و رنگ ويژهاي دارد كه با توجه به بافت آن از بافتههاي ديگر مجزا ميشود. در شهرستان هرسين كه از معروفترين مناطق بافت گليم است و گليمهاي آن از شهرت جهاني برخوردارند مراتع مساعد جهت پرورش دام كه تامينكننده الياف لازم براي بافت گليم است خود دليلي براي رواج گليم بافي در اين منطقه است . مرغوبيت الياف به كار رفته در گليم هرسين، صد درصد گياهي بودن رنگها و تنوع طرحها و نقشهها از جمله عوامل شهرت آن در كشور و حتي جهان است. از مهمترين انواع گليم هرسين ، سجادهاي ، توت فرنگي ، لچك ترنج ، ماهي درهم ، گل سرخ و نقش برجسته را ميتوان نام برد. از مهمترين نقشههاي گليم هرسين ميتوان به مل چفته، بسته نخود، مرغابي و اردك ، سورني ، گل ترمه، قاچ خربزه ، گل مشرفي ، پنجه گربه ، چشمه نظامي ، نقوش تركيبي درخت و لانه گنجشك و نقشهاي مار ، عروسك نقش قرقره راه راه و قيچي خطوط افقي و عمودي اشاره كرد.
گويش و زبان شهرستان لكي مي باشد .
زبان لكي :
زبان لَکی زبان طوايف لَک است. زبان لکی از زبانهای ایرانی شاخه شمال غربی رایج در مناطق غرب ایران است. زبانشناسان لکی را در شاخه زبانهای کردی از شاخه زبانهای ایرانیتبار غربی قرار دادهاند. حدود یکونیم میلیون نفر شامل یک میلیون نفر با زبان مادری به این زبان سخن میگویند.
سکونتگاه اصلی لکها شرق استان کرمانشاه، شرق استان ایلام و شمال غربی و غرب لرستان و غرب و جنوب غربی استان همدان است. لکها بیشتر در شهرهای، الشتر، نورآباد، کوهدشت، هرسین، کنگاور، صحنه، شیروان، چرداول، درهشهر، آبدانان، تویسرکان، نهاوند، کرمانشاه و خرمآباد و همدان ساکنند.
حوزه گسترش گویش لکی عبارت است از:
۱- بخش چغلوندی یا هرو در شرق. ۲- شهرستان سلسله یا الشتر در شمال شرقی. ۳- شهرستان دلفان یا نورآباد لرستان در شمال غربی. ۴- بخش کونانی در شهرستان کوهدشت در جنوب با طایفههایی همچون اتیوند، اولادقباد، آزادبخت، گراوند و شاهیوند. ۵- شرق استانهای کرمانشاه و ایلام مانند شهرهای هرسین، دینور و دره شهر. ۶- بخشهایی دیگر از طوايف لک در کردستان عراق، کرکوک و خانقین سکونت دارند. در کردستان عراق تعداد گویشوران لک بیشتر از ایران است.
معمولاً لکهای کنگاور، صحنه، هرسین، کاکاوند، دلفان و لکهای جنوب (نورآباد، کوهدشت) کرد دانسته میشوند.
درتاریخهای گذشتگان از جمله تاریخ گزیده نوشته حمدالله مستوفی از شانزده ولایت به عنوان کردستان یاد شده است. حمدالله مستوفی در سال ۷۴۰ هجری نخستین کسی بود که اسم کردستان و شانزده ولایت آن را آورده است:
کردستان و آن شانزده ولایت است و حدودش به ولایات عرب و خوزستان و عراق عجم و اذربایجان و دیاربکر پیوسته است. آلانی , الیشتر , بهار , خفتیان , دربند , تاج خاتون , دربند رنگی , دزبیل , دینور , سلطان اباد , چمچمال , شهر زور, کرمانشاه (قرمیسین) هرسین , وسطام
در اسناد تاريخى قرن شانزده ميلادى نيز طوایف لک را بخشى از طوايف كرد ميدانند نظير كتاب شرفنامه شرفخان بدلیسی كه به فارسى نوشته شده است.
بخشهایی دیگر از مردم قوم لک در کرکوک و خانقین عراق سکونت دارند. در عراق تعداد گویشوران لک را بیشتر از ایران حدس زدهاند.
طوايف استان لرستان خود سه بخش اصلى هستند، لر بختیاری، لر بالا گریوهای یا خرم آبادی، و لك. لك ها را پشتكوهى نيز ميخوانند كه ساكن بخش هاى شمالى لرستان هستند.
يكى از منابع این زبان را در پیوستار تدریجی فارسی-لری-گورانی در میان لری و گورانی قرار داده ولی همانندیهای آن بیشتر به سمت لری است. ۷۰ درصد واژگان لکی با زبان فارسی مشترک است. ۷۸ درصد با لری خرمآباد و ۶۹ درصد با لری شمالی. جایگزینی زبانی به سوی لری در میان گویشوران لکی در جریان است و گویشوران لری نیز به نوبه خود گرایش به استفاده بیشتر از فارسی معیار دارند. با این حال دکتر پرویز ناتل خانلری زبان لری و بختیاری را همخانواده با کردی میداند. در کوهستان بختیاری و قسمتی از مغرب استان فارس ایلهای بختیاری و ممسنی و بویراحمدی به گویشهایی سخن میگویند که با کردی خویشاوندی دارد، اما با هیچیک از شعبههای آن درست یکسان نیست، و میان خود آنها نیز ویژگیها و دگرگونیهایی وجود دارد که هنوز با دقت حدود و فواصل آنها مشخص نشدهاست. اما معمول چنین است که همه گویشهای بختیاری و لری را جزو یک گروه بشمارند.
ادبيات :
از ویژگیهای لکی، داشتن فرهنگ غنی مکتوب است. برخی آثار سرایندگان لک در تذکره به همت مرحوم اسفندیارخان غضنفری تحت عنوان «گلزار ادب لرستان» گردآوری شدهاست. شاعران برجستهای از حوزه کولیوند (الشتر) مانند ملا پریشان، ملا منوچهر و ملا حفعلی و اخیرا رضا حسنوند و عزیز بیرانوند(خم گرین) شعرهایی به این زبان سرودهاند
از دیگر آثار مکتوب میتوان به سرودههای اهل حق نظیر: کلام خان الماس، نامه سرانجام، هفتوانه پهلویانه عسگری عالم و خم گرین عزیز بیرانوند اشاره کرد. دیگر اثر مشهور شاهنامه لکی است که اخیرا انتشارات اساطیر آن را منتشر کردهاست.
سالنامه لکی:
سالنامه لکی12 ماه 30روزه و 5 روز اضافی به دنبال ماه دوازده هم دارد که آن را "پنج شوه پنجه" می نامند .
5 روز اول فرودین را لکها پنج شوه پنجه می نامیم
|
پنجه (گل گله جاران ) |
30 |
فروردین |
|
موریان یا میریان |
30 |
اردیبهشت |
|
گا کر |
30 |
خرداد |
|
گرمه یا آگرانی |
30 |
تیر |
|
مردال یا مردار |
30 |
مرداد |
|
ماله ژیر |
30 |
شهریور |
|
ماله ژیردوماینه یا ماله ژیر نامن |
30 |
مهر |
|
تویل تکن |
30 |
آبان |
|
مانگ سی |
30 |
آذر |
|
نوروز |
30 |
دی |
|
خاکه لیه |
30 |
بهمن |
|
مانگ عید |
30 |
اسفند |
مور آوای باستانی قوم لک
رایج ترین,عمده ترین وپرطرفدار ترین آوازیا سرود در میان لکهاست وآوازی است که منحصر به این قوم می باشد.مور را با چندین ریتم و مقام موسیقیایی می خوانند.این سرود ذاتا غمگنانه ودلتنگ کننده بوده وبا اشعار حماسی وعاطفی حزن انگیزی خوانده می شود.لکها به گاه دلتنگی و غم و غصه های ژرف ونیز در سوگ عزیزانشان در مراسم سوگواری به مور پناه می برندوآن را سر میدهند.
شالوده مور حکایت گر همه ی رنج وحرمانها,امیدو آرزوهاو ایده وآرمانهای به خاکستر نشسته این قوم از هزاران سال پیش تاکنون است.لک ها در مراسم رسمی سوگوری برای عزیزانشان و روی جنازه و قبر از دست رفتگان خود مور می خوانند.معمولا یک یا دو و گاهی چندین زن با هماهنگ کردن ریتم صدایشان با یکدیگر در رثای تازه در گذشته مور می خوانندو بقیه زنها گریه می کنند.در برخی مناطق لک نشین چون طرهان,چگنی و...علاوه بر زنها مردها نیز در مراسم سوگواری(پٍرس)مور می خوانند.
خانم فریا استارک در کتاب سفر به الموت که در سفر به لرستان آنرا به رشته تحریر در آورده به مور اشاره می کندو آنرا شبیه آوایی می داند که در در نواحی آلپ شنیده است.در برخی کتب معتبر تاریخی ذکر شده است که لطفعلی خان زند مور را به زیبا یی می خوانده.مور از هجران و فراق انسانها حکایت می کند و انسان با شنیدن و خواندن آن دچار غم و اندوهی همراه با سرکشی و طغیان می شود.تاثیرات تحریک آمیز این سرود باستانی و نوای موسیقیایی سحر آمیز تا آنجا بوده که برای جلوگیری از تحریک و طغیان جوانان خواندن آن بارها از سوی والیان طوایف لک ممنوع شده است.
اقبال باقری ـ منصور خان مینایی ـ غلام درگاهی ـ عینعلی تیموری و صفر برزونی پنج تن از مور خوانهای سالهای اخیر خطه ی لکستان و لرستان بشمار می روند که صدایشان از طریق نوارهای کاست در همه جای منطقه شنیده می شود.از مقام های مور می توان به کزه و لره اشاره کرد که انسان با شنیدن آنها حالتی غمگنانه و دلتنگ پیدا می کند.
مراسم ازدواج
مراسم عروسی در منطقه لك زبان در میان تمام ردهها و گروههای اجتماعی یکسان برگزار میشود. تنها تفاوت قابل مشاهده تعداد مهمانان دعوت شده به این مراسم است. لکها عموماً به این مراسم اعتقاد زیادی دارند و آنها را به شیوهای آیینی و باشکوه برگزار میکنند. آنها در مراسم عزا هیچ عنصر مدرنی را نپذیرفتند اما در مراسم ازدواج برخی عناصر مدرن را در کنار عناصر قدیمی جای دادند. از جمله عناصر مدرنی که در عروسی لکها وجود دارد ساز ارگ به جای سرنا و دهل، لباس عروس به جای گلونی، دوربین فیلمبرداری، آرایش عروس و استفاده از ماشینهای جدید به جای اسب است. از جمله عناصر قدیمی که در مراسم ازدواج لکها هنوز باقی است میتوان از رسمهای متعدد، موسیقی، لباس زنان و رقصهای لکی نام برد. رسمهای متعددی که در مراسم عروسی وجود دارند از قرار ذیلاند:
الف) هنگام تعیین شیربها و (خلات( )هدیهای است که از جانب داماد به یکی از اقوام خانواده عروس داده میشود) جر و بحثهای زیادی بین خانوادهها در میگیرد نکته جالب توجه در این مراسم صوری بودن آن است زیرا در نهایت آنها شیربها و خلات را نمیپذیرند.
ب) عروس و داماد هنگام عقد دور عقدنامه میچرخند و این یک رسم قدیمی است.
ج) هنگام عزیمت عروس از خانه پدری مقداری نان خشک به همراه یک دستمال ابریشم به کمر وی میبندند (این رسم نزد همگان اجرا میشود در زمان قدیم تصور این بوده است که عروس با رسیدن به خانه جدید ممکن است که گرسنه باشد و نتواند گرسنگی خود را بیان کند. بنابراین غذای مذکور برای رفع گرسنگی وی بوده است. مضاف بر این نشانه روزی رسانی و برکت نیز بوده است.) علاوه بر این خانواده داماد با آوردن عروس باید یک شی هر چند ناچیز (مثلاً در حد یک نعلبکی و گاهی بیشتر) را از خانواده عروس همراه خود بیاورند. این رسم نزد لکها عمومیت دارد اما برای کاکاوندیها و کولیوندها کاملا حیثیتی است.
د) هنگام رفتن عروس ازخانه پدر درگیریهایی بین دو خانواده به وجود میآید. این درگیریها در بین همه خانوادهها هست، اما هیچکدام واقعی نیستند. انگار که یک رسم سنتی را به جا میآورند. این مقاومت در زمان گذشته نیز وجود داشته است. این رسم کاملا صوری است و نوعی بیان خود و ادای احترام به هویت جمعی است.
ح) خانواده داماد حتی در روز روشن با چراغ توری و اسپند دود کردن به پیشواز عروس میروند. عروس نیز باید از روی (قربانی) رد شود و ذرهای از لباس عروس را به خون آن آغشته کند. و) خانواده داماد با وجود غذاهای متعدد که در مراسم عروسی تهیه میشود یک غذای محلی به نام (گنم روین( )این غذا بسیار قدیمی است و معمولاً برای عروس میبرند. پسته و گردوی کوبیده شده را با خرما و گندم قاطی میکنند و به آن روغن حیوانی اضافه میکنند. وجود این غذا در عروسی ضروری و خوردن یک قاشق آن نمادین است) را نیز تهیه میکنند و شرکت کنندگان در عروسی منتظر میمانند تا حتی اگر به اندازه یک قاشق هم که شده از این غذا بخورند. علاوه بر رسوم مذکور، رقصهای مراسم ازدواج کاملا محلیاند مانند شلهشله، سوار سوار، فتاپاشای، سملی سما، گریان و دوپا... این رقصها هر کدام با آواز و مقام موسیقی خاص خود اجرا میشود. پوشش زنان در مراسم ازدواج کاملا محلی و خاص است. این لباس (کراس) نام دارد و اکثر زنان آن را میپوشند. مراسم عروسی حتما در یک فضای باز یا بسیار وسیع برگزار میشود و تمایزی بین زنان و مردان وجود ندارد. روی هم رفته علیرغم حضور عناصر مدرن همچنان هویت لکی در این مراسم حفظ شده است. نوعی همنشینی عناصر عام (جهانی) و خاص(محلی) در این مراسم دیده میشود.
برخی رسمهای کهن علیرغم غیرواقعی بودنشان همچنان از حیث معنایی و هویتی برخوردارند و این یکی از عناصر اصلی هویت قومی است.
کشاورزی و دام داری
مردمهرسین به کشاورزی و دامداری اشتغال دارند و محصولات گندم، جو، بنشن، چغندرقند، تره بار، سیب، انگور، هلو از محصولات عمده شهرستان است. محصولات سیب درختی، هلو، نخود، پنبه، گندم، جو، پیاز، چغندرقند از جمله محصولاتصادراتی شهر نیز هستند. کشاورزی شهرستان هرسین سنتی و نوع کشت آبی و دیمی است. آب کشاورزی از چشمه مخصوص چشمه سراب هرسین، کاریز، چاه ژرف و نیمه ژرف تامین میشود. جنس خاک شنی، رسی و سیاه خاک و بسیار حاصل خیز است. دامداری نیز در شهرستان هرسین مانند سایر بخش های این منطقه از موقعیت نسبتا خوبیبرخوردار است و مواد لبنی از جمله فرآورده های صادراتی هرسین محسوب میشوند.

گور دخمه های اسحاقوند هرسین

حوض سنگی و ساعت آبی سراب هرسین

مجسمه هرکول واقع در بیستون
کتیبه بیستون

کتیبه بیستون